در حسرت کلپوره

و عطش من از بر گرمای تو، به از کاسنی باشد بر مزار مرشد...

سیگار پشت سیگار

حافظه کوتاه مدت در حد ماهی گلی، دستاش هم میلرزید در حدی که غذا به زور می‌خورد اما هنوز بهمن می‌کشید!
نمی دونم چیه تو این سیگار که بعد وا شدن مغزش هم حاضر نبود ولش کنه؟
شاید هم اون یه چیزی میدونه که ما نمی‌دونیم، شایدم اون یه چیزی داره که ما نداریم!؟ خلاصه صلاح مملکت خویش، خسروان دانند.
از دار دنیا یه خر سبز آرزوها داشتیم، که اونم به بهونه ۸۸ از ما گرفتن!
بعد چند وقت به سرمون زد بریم عیادتش، گفتن رو موتور تصادف کرده،‌ شاش‌بند شده، مرده؛
خلاصه شدیم بی‌آرزوِ مطلق، رو به زوال عقل...
یاد خاطره‌های من و ممد به خیر.
قدرت گرفته از بیان | طراحی شده توسط عرفان