در حسرت کلپوره

و عطش من از بر گرمای تو، به از کاسنی باشد بر مزار مرشد...

دلم خواست

از اینا که ۲۴ی پست بلاگ میزارن و میرن تو توییتر هم کلی سر صدا میدن و میان همه غر هاشون رو تو تلگرام واتساپ سر رفیقاشون میزنن؛ آره یهویی دلم از اینا خواست اما حیف که خیلی خوابم میاد.

از دار دنیا یه خر سبز آرزوها داشتیم، که اونم به بهونه ۸۸ از ما گرفتن!
بعد چند وقت به سرمون زد بریم عیادتش، گفتن رو موتور تصادف کرده،‌ شاش‌بند شده، مرده؛
خلاصه شدیم بی‌آرزوِ مطلق، رو به زوال عقل...
یاد خاطره‌های من و ممد به خیر.
قدرت گرفته از بیان | طراحی شده توسط عرفان