در حسرت کلپوره

و عطش من از بر گرمای تو، به از کاسنی باشد بر مزار مرشد...

دردسرهای وی

وی سه خط bash نوشت و سپس از ذوق آن خشتک دراند؛

اکنون وی فکر میکند(واقعا هست) از همه دنیا بهتر است! (البته به جز bashکاران)

حالا وی از خود فریفتگی خوابش نمی‌برد...

اسیر شدیم بخدا.

سلطان ابرها

همینقدر بالا می‌مونم!

«علی قاسمُا»

این یک متن ساده است !

این یک متن ساده است، هدف خاصی هم ندارد؛ حرف های آموزنده نمی‌زند و با چرندیات هم پر نشده است، چیز خاصی از آن دست‌گیر شما نمی‌شود و  نتیجه‌ای هم از آن برای شما وجود ندارد، نه باعث باراش باران خواهد شد و نه خواندنش شما را حفاظت خواهد کرد!

این یک متن ساده است، هدف خاصی هم ندارد؛ به شما یاد نمی‌دهد که چگونه عاشق شوید، جادو رسیدن به معشوق هم ندارد، نه کاری می‌کند که به عاشق پیشه ها بر بخورد و نه مشکلی با این افکار خلف‌ مطلق دارد، حرفی در مورد گردش ماه و تاثیراتش بر مدار زمین بلد نیست و گذر عمر ستاره ها را مورد بررسی قرار نمی‌دهد، نه به آن دور دست های آسمان نگاه می‌کند و نه خودش را به روی مشکلات زمین متمرکز کرده، نه به سیاست او بد می‌گوید و نه از حفاظت این خوش می‌گوید، رشد درختان در شهر های مختلف را مقایسه نمی‌کند و آمار های تغذیه فردی را هم مورد مکاشفه قرار نمی‌دهد، ماهی های دریا را به حال خود وا گذاشته و در مورد فیل هایی که توسط مارها بلعیده شده‌اند هم بحثی نمی‌کند، شباهت مارهای بووآ به کلاه یا حتی حرام شدن ۲ روز از زندگی یک جوان پولدار که دلش می‌خواهد به فلان شغل بیهوده بپردازد را هم کاری ندارد.

این متن خیلی ساده است، هدف خاصی هم ندارد؛ نه دنیای ادیان را کار دارد نه آن سوفی بی مذهب را، نه دختری که با نور ماه زندگی می‌کرد را کار دارد و نه آن اندیشه های فئودالیسم قرن ۱۰ام را، نه گذری بر روند انقلاب های مردمی می‌کند و نه گذری بر سفر باد از کرانه رود سند، نه کاری به نام‌گذاری بی‌نهایت دارد و نه آن کشوری که حیوانات ساختند، نه سیری در سفرنامه ها دارد و نه سیری بر سفر آپولو، نقدی بر جنگ جهانی را بحث نمی‌کند و  آن فیلم گمشده را هم نقد نمی‌کند، نه به شما کمک می‌کند که سیره زندگی آن مرحوم را بفهمید و نه به شما کمک می‌کند که از کچلی یا مشکلات جنسی رنج نبرید، رفتار شما در خانه را مربوط به موضوع نمی‌داند و موضوعش را به گستره هیچ نمی خواند، ساده نیست اما چیزی هم برای گفتن ندارد، زمان می‌گذرد و این هم می‌رود.

آری می‌دانم، این متن خیلی خیلی ساده است، هدف خاصی ندارد و زمین را را از حرکت وا نمی‌دارد و گازش را هم نمی‌گیرد که برود، بی ارزش نیست اما ارزشی هم ندارد، درست مانند زندگی. آری می‌دانم، این متن ساده است، همه می‌توانند و می‌دانند چگونه؟ اما آیا نباید نوشته شود؟ آیا نباید خوانده شود؟ و هزار «آیا نباید؟» دیگر

باید، باید، باید

عموما باید گذاشت، رفت

رفت و دیگه نگاه نکرد

اما سعی به فراموش کردن از سخت ترین کارای ممکنه

اون ته ته هاش

و حدش رو که بگیریم، زندگی همه‌مون قبره؛ دیگه همگرا شدن از این بیشتر؟

میگنا

میگن امشب از اون معدود شباییه که حتما میشینه پا حرفات، یعنی اگر سرش شلوغ ساختن آدم زمینی بوده، یه امروز رو سوا کرده برا ما، البته نه که یه کله گوش وایسته ها، نه، میگن خیلی که حرف دلت رو بزنی ها، اونجوری که تابلو باشه، اونم حرف دلشو بهت میزنه. میگن اگر دعا کنی اجابت میکنه، اگر گناه کنی میبخشه؛ میگما کیه که اینا رو از دست بده، کیه که بزاره بره؟ حتی اگر...

امشب منم تو خلوت خودم و خدام، ذوق میزدم، میپرسیدم، عصبانی میشدم، خلاصه بگم، تو حال خودم بودم؛ اما یه چیزی رو شنیدم که حال‌مو گرفت، یچیزی دیدم مغزم افتاد، یچیزی شنیدم که برق از سرم پرید، یعنی گذاشتم امشب بره، از دستش بدم. اینور خیابون دختره داشت پشت ترازو صواب‌هاشو با دنیاش طاق میزد، خسته شده بود، کلافه، گشنه و دست دراز ولی؛ ولی خدا کم نگذاشت، ثواب‌هاش رو با رویا‌هاش طاق زد.

دلم خواست

از اینا که ۲۴ی پست بلاگ میزارن و میرن تو توییتر هم کلی سر صدا میدن و میان همه غر هاشون رو تو تلگرام واتساپ سر رفیقاشون میزنن؛ آره یهویی دلم از اینا خواست اما حیف که خیلی خوابم میاد.

سیگار پشت سیگار

حافظه کوتاه مدت در حد ماهی گلی، دستاش هم میلرزید در حدی که غذا به زور می‌خورد اما هنوز بهمن می‌کشید!
نمی دونم چیه تو این سیگار که بعد وا شدن مغزش هم حاضر نبود ولش کنه؟
شاید هم اون یه چیزی میدونه که ما نمی‌دونیم، شایدم اون یه چیزی داره که ما نداریم!؟ خلاصه صلاح مملکت خویش، خسروان دانند.

یا لطیف

هر روز در کف علت خلقت، اعجاز خدا و ماهییت ما!
کافیست تا آن روز امتحانی داشته باشم، اینها چیست؟ تفکر یعنی چه؟ هر چه که خدا و کتاب خدا گفته باشد، حق همانست؛ صلوات برفست.

گفته‌های مبهم

هوش مصنوعی؛ یکی از کلیشه‌ای ترین کلمه‌هایی که در عمرم شنیدم. منطقی که صرفا از خاطرات اش استفاده می‌کند، آنها را اندازه می‌گیرد و نتایج گنگی را که بعضا دوست‌شان داریم خروجی می‌دهند؛ فتح‌الله‌زاده راست می‌گفت، نون تو پوله، مگر نه همون اسم‌های قدیمی منطقی ترن!

۱ ۲
از دار دنیا یه خر سبز آرزوها داشتیم، که اونم به بهونه ۸۸ از ما گرفتن!
بعد چند وقت به سرمون زد بریم عیادتش، گفتن رو موتور تصادف کرده،‌ شاش‌بند شده، مرده؛
خلاصه شدیم بی‌آرزوِ مطلق، رو به زوال عقل...
یاد خاطره‌های من و ممد به خیر.
قدرت گرفته از بیان | طراحی شده توسط عرفان